مراد على شمس

189

با علامه در الميزان ( فارسى )

آقاى سعيدى » اين انصاف را به خرج داده است ) . « 1 » س 167 - چه پاسخى به اشكال چهارم وارد بر ، « تعدد زوجات » ، مبنى بر اينكه « تجويز تعدد زوجات مقام زن را در مجتمع پائين مىآورد » داده شده است ؟ ج - بايد گفت كه هرگز چنين نيست ، ( در بحث علمى پيرامون حقوق زن در اسلام ) اثبات كرديم كه زنان و حقوقشان در هيچ سنتى از سنتهاى دينى و يا دنيوى نه قديمش و نه جديدش همانند اسلام مورد احترام قرار نگرفته‌اند و جواز تعدد زوجات براى مرد در حقيقت و واقع امر توهين به زن و از بين بردن موقعيت اجتماعى و حقوق او نيست ، بلكه به خاطر مصالحى است كه بيان بعضى از آنها گذشت . بسيارى از نويسندگان و دانشمندان غربى ( اعم از دانشمندان مرد و زن ) به نيكى و حسن اين قانون اسلامى اعتراف نموده ، و به مفاسدى كه از ناحيهء تحريم تعدد زوجات گريبانگير جامعه‌ها شده است و اعتراف كرده‌اند . ( علاقمندان به مظان اين نوشته‌ها مراجعه نمايند . ) محكم‌ترين چيزى كه مخالفين غربى دربارهء قانون تعدد زوجات گفته و به رخ ديگران مىكشند اين مصيباتى است كه در خانه‌هاى دو زنه و يا چند زنهء مسلمانان مشاهده مىشود : اين خانه‌ها يك زندگى شايسته و راحتى ندارند ، از روزيكه دو « هوو » بمنزلى وارد مىشوند شروع به حسادت مىكنند بطوريكه حسد را مرض « هووها » مىگويند ، آنگاه محبت و نرمخويى و

--> ( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 7 ، ص 314 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 5 ، ص 298 . [ با تلخيص و تصرف ]